!کاش خودم می دانستم در مورد چیه،جدی نگیرید
چند روز پیش،کلاس فیزیک بچه های پیش دانشگاهی،مکالمه ی آقای رحیمی و خواهرم:
(خواهرم یه سال از من کوچیک تره وهر دو تامون فرزانگان بودیم در نتیجه دبیرها ی الان اون دبیرهای پارسال من بودن.)
-خواهرت اومده بیرجند دیروز تو مدرسه دیدمش…
-آقا بیرجند اومده ولی هنوز مدرسه نیامده…
-نه من خودم دیدم...
-نه آقای رحیمی،فرد ا با بقیه بچه ها قرار دارن که بیان…
- ا،آخه من دیروز دیدم یه چیزی ویییییژ رد شد!!!
حالا میگ میگ یا «آهوی تیر خورده»!!!([1]) فرق نمی کنه مثل اینکه من همیشه سوژه ی خوبی برای خنده هستم!

1:نقل مستقیم ازدبیر کلاس دیفرانسیل فرزانگان: «این آدم همیشه می دویید،عین آهوی تیر خورده بود!!!»