تبليغاتX
BLaCk BoArD
BLaCk BoArD

!کاش خودم می دانستم در مورد چیه،جدی نگیرید

فرکانس خاص

بالاخره جناب دکتر صوفی راه حلی برای مشکلشان(۱) پیدا کردن، یکروز بعد از این که صدای من را شنیدن سریع!رو به من کردن و گفتندیدی زود پیدات کردم!از این به بعد هر جلسه اول جلسه تو را چک می کنم !تا وقتی اون فرکانس خاص! به گوشم رسید زود پیدات کنم»

اوه!اگه دیر برسم چی!

راه حل بهینه تر اینه که از این به بعد با خودم یه پرچم بزرگ ببرم،هر وقت سوال داشتم تکان تکان بدم

این مساله عواقب دیگه ای هم داشت مثلا بعضی ها به من می گن فرکانس خاص!(اسم جدیدمه) یا توی بقیه کلاس ها تا می خوام چیزی بگم عده ای بر می گردن می گن چه صدای آشنایی!(نه به خدا من اون نیستم فقط تشابه فرکانسه)

جلسه ی آخر بعد از این که استاد گفتندیدی بالاخره راحت تونستم پیدات کنم...» یکی داد زد گفت خسته نباشید!!

واقعا استاد خسته نباشید!!(۲)

                                                  

 


۱:به خاطر جمعیت زیاد کلاس فیزیک،وقتی سوال داریم دستمان را بلند می کنیم تا استاد ما رو ببینن،با وجود این که من هر دو دستم! رابلند میکنم،و با نهایت وجود داد می زنم استاد همیشه با پیدا کردن من مشکل دارند!سوژه ی کلاس شدم

۲:خدا وکیلیش انتظار نداشتم توی یه کلاس 200 نفره توی یه سالن بزرگ،استاد حتی دانشجوهاشون رو بشناسن یا ببینن! چه برسه به این که یادشون بمانه من همانی هستم که هر وقت سوال دارم باید بال بال بزنم!

نوشته شده توسط بهار در دوشنبه 22 بهمن1386 | موضوع:
میگ میگ…

چند روز پیش،کلاس فیزیک بچه های پیش دانشگاهی،مکالمه ی آقای رحیمی و خواهرم:

(خواهرم یه سال از من کوچیک تره وهر دو تامون فرزانگان بودیم در نتیجه دبیرها ی الان اون دبیرهای پارسال من بودن.)

-خواهرت اومده بیرجند دیروز تو مدرسه دیدمش…

-آقا بیرجند اومده ولی هنوز مدرسه نیامده…

-نه من خودم دیدم...

-نه آقای رحیمی،فرد ا با بقیه بچه ها قرار دارن که بیان…

- ا،آخه من دیروز دیدم یه چیزی ویییییژ رد شد!!!

 

حالا میگ میگ یا «آهوی تیر خورده»!!!­([1]) فرق نمی کنه مثل اینکه من همیشه سوژه ی خوبی برای خنده هستم!

 

                                      

  

 

1:نقل مستقیم ازدبیر کلاس دیفرانسیل فرزانگان: «این آدم همیشه می دویید،عین آهوی تیر خورده بود!!!»

 

نوشته شده توسط بهار در شنبه 20 بهمن1386 | موضوع: